شی شی شی شیطونک
شیطونیام فقط تو شیطنتم فقط تو همه چیم تو فقط تو
.gif)
سلام به تو توی که همه دنیای منی
وقتی بچه بودی تا حوصله ات سر می رفت به مامان می گفتی برم پایین با بچه ها بازی کنم؟!
مامان می گفت:برو عزیزم مراقب خودت باش.
شب که می رفتی توی رختخواب از سایه درخت ها می ترسیدی و فقط دعا می کردی که وقتی خوابی رعد و برق بزنه که شاهد این فاجعه نباشی.
گاهی حتی پاهات رو روی زمین نمی گذاشتی که یکهو کسی از زیر تخت نیاد بیرون.
آره بچگی اینه...
طعم خوبی داره کوتاه و زود گذر. اما حالا دیگه واسه خودت بزرگ شدی خیلی چیزها فرق کرده دنیا از این رو به اون رو شده.
سیبی که انداختی بالا کلی سرش گیج رفته تا برگشته پایین.
دیگه دلتنگی هات به وسعت بازی تو کوچه ناچیز نیست خیلی فراتر از حد مادی دنیاست.
دیگه شب ها از اون جور چیزها نمی ترسی حتی آرزو داری که بارونی بزنه و آسمون با دل ابری تو همدردی کنه. نه تنها که از اون هیولای زیر تخت نمی ترسی حتی گاهی توی دل شب بیدار می شی و قدم می زنی یا مثل من دفتر خاطراتت رو می نویسی!
تو را هیچگاه نمی توانم از زندگی ام پاک کنم چون تو پاک هستی می توانم تو را خط خطی کنم که آن وقت در زندان خط هایم برای همیشه ماندگار میشوی و وقتی که نیستی بی رنگی روزهایم را با مداد رنگی های یادت رنگ می کنم!

یک بار خواب دیدن تو...
به تمام عمر میارزد پس نگو...
نگو که رویای دور از دسترس، خوش نیست...
قبول ندارم گرچه به ظاهر جسم خسته است،
ولی دل دریایست...
تاب و توانش بیش از اینهاست.
دوستت دارم و تاوان آن هرچه باشد
*-*-*-*-*
دلم غمگین
نگام ابری
چشام بارون
صدام ابری
طلوع عشق من بی رنگ
غروب گریه هام ابری
منو دلتنگیه گریه
به روی شونه های تو
می شم بارون دلتنگی
می بارم ازچشای تو
نمی خوام بی تودنیارو
باگل ها وباگلدون هاش
نمی خوام بی توفردارو
باتابستون هازمستون هاش








دوستت دارم







آهاااااااااااااااااااای دخترک بشنو از من

صدای چک چک اشکهایت را از پشت دیوار زمان می شنوم و می شنوم که چه معصومانه در کنج سکوت شب ، برای ستاره ها ساز دلتنگی می زنی و من می شنوم
می شنوم هیاهوی زمانه را که تو را از پریدن و پرکشیدن باز می دارد آه ، ای شکوه بی پایان ای طنین شور انگیر من می شنوم به آسمان بگو که من می شکنم ! هر آنچه تو را شکسته
و می شنوم هر آنچه در سکوت تو نهفته و آن را دم نمی زنی کاش من در درونت بودم گل یاس همه احساسم فراموش مکن تا باران نباشد رنگین کمان نیست تا تلخی نباشد شیرینی نیست و گاهی همین دشواری هاست که از ما انسانی نیرومند تر و شایسته تر می سازد خواهی دید ، آ ری خورشید بار دیگر درخشیدن آغاز می کند و آسمان آبی ما باز می بیند که ما پرواز خواهیم کرد بالاتر از آن ابر سفید و اینو بدون که :
هرگز ندیدم بر لبی لبخند زیباى تورا"
"هرگز نمى گیرد کسى در قلب من جاى تورا"
به یاد تو بودم در آن بی کسی
کنار تو بودم ولی بی نصیب
من عاشق شدم عاشق چشم تو
بیا در کنارم بیا ای طبیب
&
همیشه میان راز و نیاز
میان قنوت و سجود نماز
در آن لحظه های پر از التماس
تو را خواستم از ربِ بی نیاز
اینم جواب کسای که فکر می کنن که عشق بیهوده هست:
روزگاریست همه عرض بدن می خواهند
همه از دوست فقط چشم و دهن می خواهند
دیو هستند ولی مثل پری می پوشند
گرگ هایی که لباس پدری می پوشند
آنچه دیدند به مقیاس نظر می سنجند
عشق ها را همه با دور کمر می سنجند
خوب طبیعیست که یکروزه به پایان برسد
عشق هایی که سر پیچ خیابان برسد
جور دیگر باید عاشق شد تو راه را اشتباه رفته ای و دگران را به کیش خویش پنداری
به قول معروف:
چشم ها را شستشوی لازم است
آهنگ وبلاگ تقدیم تو
بیا ای یار ای تو تنها خوب دنیا
دلم واسه تنهایی میسوزد چرا هیچکس او را دوست ندارد مگر او چه گناهی کرده که تنها شده جرم تنهایی چیست که هیچکس او را نمیخواهد دیشب تنهایی از اتاقم گذشت دنبالش دویدم ولی او رفته بود تنهای تنها نیمه شب او را مرده کنار جوی آب کوچه پیدا کردم از گریه، چشمانش قرمز بود برایش گریستم، آخر او از تنهایی مرده بود، تنهایی مرد و من تنهاتر شدم
دلبرکم چیزی بگو
به من که از گریه پرم
به من که بی صدای تو
از شب شکست میخورم
دلبرکم چیزی بگو
به من که گرم هقهقام
به من که آخرینه
آوارههای عاشقم
چیزی بگو که آینه
خسته نشه از بی کسی
غزل بشن گلایهها
نه هقهق دلواپسی
نذار که از سکوت تو
پرپر بشن ترانهها
دوباره من بمونم و
خاکستر پروانهها
چیزی بگو اما نگو
از مرگ یاد و خاطره
کابوس رفتنت بگو
از لحظههای من بره
چیزی بگو اما نگو
قصه ما به سر رسید
نگو که خورشیدک من
چادر شب به سر کشید
دقیقهها غزل میگن
وقتی سکوت رو میشکنی
قناریها عاشق میشن
وقتی تو حرف میزنی
دلبرکم چیزی بگو
به من که خاموش توام
به من که همبستر تو اما فراموش توام
چیزی بگو که آینه
خسته نشه از بی کسی
غزل بشن گلایهها
نه هقهق دلواپسی
نذار که از سکوت تو
پرپر بشن ترانهها
دوباره من بمونم و
خاکستر پروانهها
چیزی بگو اما نگو
از مرگ یاد و خاطره
کابوس رفتنت بگو
از لحظههای من بره
چیزی بگو اما نگو
قصه ما به سر رسید
نگو که خورشیدک من
چادر شب به سر کشید
چیزی بگو اما نگو
از مرگ یاد و خاطره
کابوس رفتنت بگو
از لحظههای من بره

خدا کنه فردا امتحانت خوب بشه 
| Design By : Pars Skin |








