شی شی شی شیطونک

شیطونیام فقط تو شیطنتم فقط تو همه چیم تو فقط تو

دوست ندارم بنویسم با چند عکس می گم حرفمو خدا کنه ببینی

 

تقدیم به دخترک عزیز که دلم اورا می خواهد اما او نمی داند . . .

کاش امروز دیروز بود اما حیفگریهافسوس

امشب از دیده ام خون قلب شکسته ام جاریست...افسوس

 

ای ...

ولش کن...

نوشته شده در چهارشنبه ۱٢ خرداد ۱۳۸٩ساعت ۱۱:۳٧ ‎ب.ظ توسط شی شی شی شیطونک نظرات ()

یک بار دختری حین صحبت با پسری که عاشقش بود، ازش پرسید

چرا دوستم داری؟ واسه چی عاشقمی؟

دلیلشو نمیدونم ...اما واقعا"‌دوست دارم

تو هیچ دلیلی رو نمی تونی عنوان کنی... پس چطور دوستم داری؟

چطور میتونی بگی عاشقمی؟
من جدا"دلیلشو نمیدونم، اما میتونم بهت ثابت کنم


ثابت کنی؟ نه! من میخوام دلیلتو بگی



    
    باشه.. باشه!!! میگم... چون تو خوشگلی،

    صدات گرم و خواستنیه،

    همیشه بهم اهمیت میدی،

    دوست داشتنی هستی،

    با ملاحظه هستی،

    بخاطر لبخندت،

    دختر از جوابهای اون خیلی راضی و قانع شد

    متاسفانه، چند روز بعد، اون دختر تصادف وحشتناکی کرد و به حالت کما رفت

    پسر نامه ای رو کنارش گذاشت با این مضمون



    عزیزم، گفتم بخاطر صدای گرمت عاشقتم اما حالا که نمیتونی حرف بزنی، میتونی؟

    نه ! پس دیگه نمیتونم عاشقت بمونم

    گفتم بخاطر اهمیت دادن ها و مراقبت کردن هات دوست دارم اما حالا که نمیتونی برام اونجوری باشی، پس منم نمیتونم دوست داشته باشم

    گفتم واسه لبخندات، برای حرکاتت عاشقتم
    اما حالا نه میتونی بخندی نه حرکت کنی پس منم نمیتونم عاشقت باشم


    اگه عشق همیشه یه دلیل میخواد مثل همین الان، پس دیگه برای من دلیلی واسه عاشق تو بودن وجود نداره

    عشق دلیل میخواد؟

    نه!معلومه که نه!!

    پس من هنوز هم عاشقتم


    عشق واقعی هیچوقت نمی میره

    این هوس است که کمتر و کمتر میشه و از بین میره

    "عشق خام و ناقص میگه:"من دوست دارم چون بهت نیاز دارم

    "ولی عشق کامل و پخته میگه:"بهت نیاز دارم چون دوست دارم

    "سرنوشت تعیین میکنه که چه شخصی تو زندگیت وارد بشه، اما قلب
    حکم می کنه که چه شخصی در قلبت بمونه


چه زیباست نوشتن ، وقتی میدانی او میخواند

چه زیباست سرودن ، وقتی میدانی او میشنود

و چه زیباست دیوانگی به خاطر او ، وقتی میدانی او میبیند . . تقدیم به عشقم دخترک

 

 

 

 واما نظر سنجی:

این دو عکسو خوب بینید و نظرتونو راجبش بگین ممنون دوستای گلم

 

 

قلبممنونم ازحضور گرمتون توی وبلاگمقلب

نوشته شده در چهارشنبه ۱٢ خرداد ۱۳۸٩ساعت ٩:٥٢ ‎ق.ظ توسط شی شی شی شیطونک نظرات ()

تقدیم به کسی که دروس عملیش تموم شده و نمرات توپی گرفته:


زمانی که عاشق می‌شویم، دریچه‌ای به معنویت باز می‌کنیم.
ابتدا به عشق تجربه‌ای است که همه‌وی وجود آدمی، تحت تأثیر کامل آن شیفتگی قرار می‌گیرد؛ خوردن، خوابیدن، کار کردن، مطالعه کردن و حتی عبادت کدرن فرد مختل می‌شود. شاید همین درد شیرین باشد که آدمی را یای می‌ٔهد تا چنین تجربه‌آی را قشنگ‌ترین و ماندنی‌ترین تجربهٔ زندگی خود بداند.
پدیدهٔ عام عشق، شامل عشق رمانتیک، عشق پدر و مادر به فرزند و… است. وجه مشترک تمام این عشق‌ها، این است که خوشبختی ما با خوشبختی محبوب‌مان گره می‌خورد. وقتی که عشقی رمانتیک و پابرجا شکل می‌گیرد، دو طرف احساس می‌کنند که به هم پیوسته‌اند تا با هم موجود تازه‌ای را در این جهان پدید آورند؛ موجودی که می‌توان ان را ”ما“ نامید. باشکوه‌ترین جلوه‌های عاشقانه در پیوستن ”من“ با ”تو“ برای ساختن ”ما“ است.
رابطهٔ میان عشق رمانتیک و شوق به بنا کردن ”ما“ با فردی خاص، رابطه‌ای اتفاقی نیست. این شوق ذر ذات عشق نهفته است. این شوق، بخش مهمی از غایت عشق است و این اشتیاق است که هر لحظه‌، عاشق را بر آن می‌دارد تا از احوال معشوق باخبر باشد، این شوق، معنای خاصی به زندگی عاشق و معشوق می‌دهد.
عاشق سالم، موهبتی است که زبان را به ستایش، کلام را به نوازش و جان را به نیایش بر می‌انگیزد.
عشق، خون زندگی است؛ آفریننده و زاینده است. عاشق بودن، بزرگ‌ترین انگیزهٔ بودن و زندگی کردن است.
درست عاشقی کردن را تجربه کنید. عشق را که ودیعهٔ گران‌بهای خداست، در گنجینهٔ نهاد آدمی،  عاشقی را از سرگیرید و بگوئید: ”من عاشق می‌شوم، پس هستم“.


الان من عاشقم

عاشق کسی که اولین باری که دیدمش ساکت بود و آرام و دوست داشتنی هر روز و هر بار که می بینمش و بیشتر از درونش با خبر می شوم و درک می کنم درونش را بیشتر از پیش عاشقش می شوم و دلم می خواد با اون به ما برسم و این احساس عشقم را به اون نشون بدم و یک راهی پیدا کنم واسه نشان دادن اون علاقه شاید بعضی وقتا بلد نباشم و خراب می کنم  حتی کارهام بر عکس جلوه کند اما خدا می داند که که در دلم جز اون کسی نیست و نخواهد بود چون عاشقش شده ام و از ته دلم می خوامش و دوستش دارم

بقول پدرم: در دل 2 دریچه وجود دارد یکی جای خداست و یکی جای دلبر

یک روز بهش گفتم در حد پرستش دوستت دارم و می خوامت گفت نگو اینجوری

اما راست گفتم و از روی هیجان جوانی نبود اون حرف چون واقعا بهش علاقه دارم و با شناختی که ازش دارم می دونم که لایق این ابراز علاقه من بوده و هست. و از اعماق وجودم به حرم ایمان دارم ایمانی بالاتر از یقین.


و هر وقت دلت واسم تنگ شد بدون که دلم می خواد:

ای کاش میتوانستم کوه باشم و تکیه گاهی برایت باشم. ای کاش میتوانستم درخت

باشم و سایه بانی برای لحظاتت. ای کاش میتوانستم رنگین کمان باشم تا در آسمان

زندگیت برقصم و رنگهای خوش زندگی را برایت نمایان سازم. ای کاش میتوانستم

حتی حتی برای یک بار هم که شده وجودت را با دستانم احساس کنم. ولی هر چه

باشم و هر کجا باشم بی عضر و بهانه عاشقت هستم و عاشقت میمانم


الانم دارم این آهنگ گوش می دم میگه:

تو اونجاومن اینجا امان از درد دوری
                        من ماندم و رویاها نه شوق ونه سروری
امان ازدرد دوری امان ازدرد دوری
                        دوراز تو من ندارم نه شورو نه غروری
تاکی خدای عالم تاکی غم صبوری
                        امان ازدرد دوری امان ازدرد دوری
هجرت اجباری اگه از تو جدا کرده منو
                        خیال نکن که لحظه ای عشقت رها کرده منو
همش به خودامید میدم به طفل دل نویدمیدم
                       می گم تموم شدحادثه فصل رهایی می رسه
امان امان امان ازدرد دوری امان ازدرد دوری
                        دورازتو نالة غمت در دل من شکفته
اشکام غمامو به همه دونه به دونه گفته
                        خدامی دونه بی تومن یک روزخوش ندیدم
گریه کرده هر کسی که قصه امو شنفته
                         امان امان امان ازدرد دوری امان ازدرد دوری

 

فقط اینارو نوشتم تا بدونی که دلم عاشقت و عاشقت خواهد ماند واسه همیشه که ته نداره چون عشق من اندازه نداره

نه نه نداره دنیا مثل تو نداره

دلم می خواد این ترم معدل الف بیاری و خوشحال ترم کنی مثل همیشه واست آرزوی موفقیت دارم 

و آرزو می کنم همیشه لبخند به لبات آلوده باشه

و اینم واسه وقتایی که ناراحتت می کنم شاید که منو به خوبیات ببخشی البته این متن برای اینکه  منو ببخش عزیزترینم:

به من مگو دیوانه که برنجم...دیوانه صفت دلخواه من است...

تنهایم مگذار که دلم برایت تنگ شود...بهترین دوست من تنهاییست...

صحبت عشق برای من مکن...تمام ناگفته هایش را میدانم...

در مقابل اشکهایت اگر سکوت میکنم دلیلش این نیست که طاقت دیدن ندارم...

از روی آن حساب کن که از گریه متنفرم...

هزاران بار گفتم و هزاران بار دیگر نیز میگوم:من اگر دوستت ندارم باید به که

بگویم؟

به هر عابری گفته ام ...

روی هر دیواری نوشته ام...

حتی به پیش خدا نیز  اعتراف کرده ام...

باور کن من دوستت ندارم

باور کن که من عاشقت هستم ...

دروغ گفته ام هم دوستت دارم هم عاشقتم ...

این دیونه را ببخش اگه گاهی ناراحتت می کنه

 

نوشته شده در سه‌شنبه ۱۱ خرداد ۱۳۸٩ساعت ۱٢:۱٢ ‎ب.ظ توسط شی شی شی شیطونک نظرات ()

نوشته شده در شنبه ۸ خرداد ۱۳۸٩ساعت ۱٠:۳٩ ‎ق.ظ توسط شی شی شی شیطونک نظرات ()


Design By : Pars Skin