شی شی شی شیطونک

شیطونیام فقط تو شیطنتم فقط تو همه چیم تو فقط تو

سلام عشق آسمانیم

سلام بر تو ای گل یاسم همه احساسم

می نویسم از تو

از تو ای شادترین ای تازه ترین

نغمه عشق..

تو که سبزترین منظره ای

تو که سرشارترین عاطفه را

نزد تو پیدا کردم.

وتو که سنگ صبورم بودی

در تمام لحظاتی که تنها بودم

شاهد غصه و اندوهم بـــود...

بـــه تو می اندیشم!

بـــه تو می بالم!

و از تو می گیرم

هر چه انگیزه درونم دارم

من شباهنگام

آن دم که تو را نزد خود می بینم

بهترین آرامش

برترین خواهش و احساس نیاز

در دلم می جوشد...

روزها می گذرد!

عشق ما رو به خدایی شدن است.

رو به برتر شدن از هر حسی

که در این عالم خاکی پیداست.

دوســــــــــــتت می دارم

از همین نقطه خاکی...

تا عرش

دوســــــــــتت می دارم


از زمین تا به خدا...

 

بنویس خاطرات آینده  را

با مهر بانی بی پایانت

و مرا درختی تصور کن که تو

در کنارش ایستاده ای

ولبخندی به وسعت جهان برلبت

 و یادت باشد عشق من:

امروز روز من نیست

اگر تو نباشی

امروز روز من نیست

اگر تو نخندیده باشی

 

دخترک اینو بدون که:

اگه قلبم رو به تو نسپرده بودم

همون روزهای اول مرده بودم

می خواهم باشم! برای چشمانت! که ستاره شبهای تاریک من است!

برای شنیدن خنده هایت ، برای تصور آینده های هنوز نیامده!

آینده هایی که برایش هزاران نقشه کشیده ایم و آنرا خواهیم ساخت!

چه فرق می کند؟ چه واقعی چه تصور!

خنده های توست که دلهره های همیشه ام را می رباید!

می رباید و از همه حس ها آنچه به من برمی گردانی شادی و آرامش است…بخند!

به خاطر کودکانی که امشب در هر جایی از دنیا متولد شده اند.

تو که می خندی ، زمین آبستن کودکانی از جنس لبخند می شود!

کودک که باشی به خاطر کودکی  بخند

به کودک بودنهاشان که می خندی زیبا می شوی .

بعد بشین در گوشه ای خلوت از تنهایی هایت شعرهایم را بخوان و باورم کن.

مرا و عشقم را! آنوقت ایمان دارم که از این بیشتر شاعر می شوی!

کودکی اگر که کرده باشی

اگر که چهار دست و پا در آفتاب روی خاکهای حیاط رفته باشی!!!!! و

به ریش دنیا خندیده باشی! و رفته باشی
 
آنوقت حتما شاعر می شوی!کودکی اگر که کرده باشی…

می خواهم بمانم ! باشد می مانم اگر خنده ای کنی بر رویم!

دارم کودکی هایم را به یاد می آورم!

تو که می خندی جهان به زیبایی لبخند حقیقی کودکیهایم می شود…

کودکی نکرده ام، سالهاست. حالا که می توانی ،

حالا که فقط تو می توانی بخندانیم ، بخند که دارم باز میگردم به کودکی…

به روزهای خنده های واقعی ، به روزهای مهربانیهای بی مهابا،

به آن روزهایی که هنوز جدایی را نمی دانستم که چیست…

چه اهمیت دارد که کودکی کرده باشم یا نه، چه اهمیت دارد؟

تو که باشی تو که می خندی دوباره کودک می شوم… .

بخند…با من …برای من…همین!!

 

چند حیوان خانگی زیبا:

 

 

 

 

 

نوشته شده در جمعه ۸ امرداد ۱۳۸٩ساعت ۱٢:۳۸ ‎ب.ظ توسط شی شی شی شیطونک نظرات ()

تقدیم به دخترک که شاید یکبار دیگر از این وبلاگ گذر کند:

چقدر دلم براش تنگ شده ...ای خدا تو دانی و بس

شایدم دیگه آپی نکنم ....نمی دونم.... نمی دونم.....افسوس

من رازی را پنهان نکرده‌ام ٬

قلبم کتابی است که خواندنش برای تو آسان است !

من همواره ٬                       تاریخ قلبم را می‌نگارم

از روزی که در آن ٬                به تو عاشق شدم ...

هر روز اگر یک بوسه مهمان تو باشم

عمری به شیرینی غزلخوان تو باشم

با  من  اگر  پیمان  نگهداری  به  یاری

من  تا نفس دارم  به پیمان تو  باشم

عشق تو  شد  فرمانروای هستی من

تا هرچه  فرمایی ، به فرمان تو  باشم

گر در تو حیران مانده ام بر من ببخشای

من دوست می دارم که حیران تو باشم

حیران چشمان تو بودن رستگاری ست

بگذار  تا  حیران  چشمان  تو  باشم

کاش تو نگاهم را بخوانی ،

                         بخوانی که حضورت تکیه گاه گرمی است برای بودنم ... !

تو کی هستی ؟

             تو چی هستی ؟

                     که من این جور از تو سبزم

پیش دنیا دنیا خوبیت   ،   حتی به مفت نمی ارزم !

تو کی هستی ؟

           که نگاهت ، شعله می اندازه به جونم 

                    با خیالت گُر می گیره ، بند بند استخونم ...

 

-=-=-=-=-=-=-=

گاهی یک اتقاق آدمو یک شبه پیر می کنه

نوشته شده در سه‌شنبه ٥ امرداد ۱۳۸٩ساعت ۸:٥۱ ‎ب.ظ توسط شی شی شی شیطونک نظرات ()

٢ تا آپ قبلیمو پاک کردم از دوستانی که نظر دادن معضرت می خواهم

اما جبران می کنم بعدااوه

 

در حوالی باغ...


تا از پا نیفتاده ام


دستهایت را به نزدیکترین


ابر گره بزن


من نشانی ام را


پشت بال قشنگ ترین پروانه


جا می گذارم


تا از پا نیفتاده ام


بیا


نوشته شده در سه‌شنبه ٥ امرداد ۱۳۸٩ساعت ٥:٤٠ ‎ب.ظ توسط شی شی شی شیطونک نظرات ()


Design By : Pars Skin