شی شی شی شیطونک

شیطونیام فقط تو شیطنتم فقط تو همه چیم تو فقط تو

تقدیم به عشقم

شیرینی لبخندت چه زیباست

دیدن چشمانت چه زیباست

کنار باتو بودن چه زیباست

زیبایی را دوست دارم

عاشقت بودن را دوست دارم

محبتت را دوست دارم

 

زیباست گفتن دوست دارم

 

 

عکست کنار گلدون هست

گلدون پر گل مریم هست

آیا اجازه هست؟

 

 

اجازه هست قربانت شوم؟

اجازه هست نوازشت کنم؟

اجازه هست بگم دوست دارم؟


راستی یادم نبود

کنارم امرزو جات خالی نبود

مگه یک جعبه پر بوسه ندادی

...

 

سر به سر گذاشتنام یادته؟

با دست بهت می زدم وقته صحبتام یادته؟

هنوزم زانوهام حساسه می دونی؟

هنوزم یادته وقتی با منی در یمنی؟

هنوزم یادته جمله بهم اعتماد کن؟


حسودیم می شه به همه

تقصیر من نیست بخدا کار دله


دلم امروز تورو می خواست

واسه همین اینارو واسه تو گفت


یادت باشه فقط یکنفره که واسه تو ...


اگه بگم من اون یکنفرم بازم لبخند می زنی؟


متنم خوب نبود اما بدوم که از ته دل تقدیمت کردم


منم که شهره شهرم به ورزیدن

منم که دیده نیالودم به بد دیدن



صادقانه و بدون در خواستی می گم

دوستت دارم عشق من دخترک عزیز

 

نوشته شده در چهارشنبه ۱۳ امرداد ۱۳۸٩ساعت ٦:٤٧ ‎ب.ظ توسط شی شی شی شیطونک نظرات ()

 

 

بشنو ای زن ذلیل از دل زن ذلیل:

 

الهی! به مردان در خانه ات!

به آن زن ذلیلان فرزانه ات!

به آنانکه با امر روحی فداک!

نشینند وسبزی نمایند پاک!

به آنانکه از بیخ وبن زی ذیند!

شب وروز با امر زن می زیند!

به آنانکه مرعوب مادر زنند!

ز اخلاق نیکوش دم می زنند!

به آن شیر مردان با پیشبند!

که در ظرف شستن به تاب وتبند!

به آنانکه در بچّه داری تکند!

یلان عوض کردن پوشکند!

به آنانکه بی امر واذن عیال

نیاید در از جیبشان یک ریال!

به آنانکه با ذوق وشوق تمام

به مادر زن خود بگویند: مام (!)

به آنانکه دارند با افتخار

نشان ایزو...نه! زی ذی نه هزار!

به آنانکه دامن رفو می کنند!

ز بعد رفویش اُتو می کنند!

به آنانکه درگیر سوزن نخند!

گرفتار پخت و پز مطبخند!

به آن قرمه سبزی پزان قدر!

به آن مادران به ظاهر پدر(!)

الهی! به آه دل زن ذلیل!

به آن اشک چشمان ممّد سبیل (!)

به تنهای مردان که از لنگه کفش

چو جیغ عیالاتشان شد بنفش!

که مارا بر این عهد کن استوار!

از این زن ذلیلی مکن برکنار!

 

به زی ذی جماعت نما لطف خاص!

نفرما از این یوغ مارا خلاص

 

 

نوشته شده در چهارشنبه ۱۳ امرداد ۱۳۸٩ساعت ٢:٠٢ ‎ب.ظ توسط شی شی شی شیطونک نظرات ()

سلام دخترک عزیز

آهنگ وبلاگو از ته دل تقدیم می کنم به تو

 

تو عشق جاودانه من

 

بهت افتخار می کنم مهربونم  دوستت دارم بی حد و اندازه از گذشته تا آینده

 

نوشته شده در سه‌شنبه ۱٢ امرداد ۱۳۸٩ساعت ۱٠:٠٢ ‎ب.ظ توسط شی شی شی شیطونک نظرات ()

 

اینم واسه آموزش آقایون

 

نوشته شده در سه‌شنبه ۱٢ امرداد ۱۳۸٩ساعت ۸:۳٠ ‎ب.ظ توسط شی شی شی شیطونک نظرات ()



1.نخوردن صبحانه

کسانی که صبحانه نمی‌خورند قند خونشان به سطح پائینتری افت می‌کند. این امر باعث تامین نامناسب مواد غذائی برای مغز و در نتیجه افت فعالیت مغزی می‌شود.

مثبت- یک زن ذلیل وقتی برای همسرش صبحونه رو آماده میکنه میتونه در همون حین از زمانهای تلف شده استفاده نموده و خودش هم یه ته بندی بکنه.


2. پرخوری

این امر باعث تصلب شرائین (سختی دیواره رگها) برای مغز شده و منجر به کاهش قدرت ذهنی می‌شود.

مثبت- یک زن ذلیل هیچوقت پرخوری نخواهد کرد چون در این صورت باید غذای بیشتری بپزد و ظرف بیشتری بشورد!

 

3- دخانیات

این امر باعث کوچک شدن چند برابری مغز و منجر به آلزایمر می‌شود.

مثبت- یک زن ذلیل جرات این کار را ندارد!


4. استفاده زیاد قند و شکر

استفاده زیاد قند و شکر جذب پروتئین و مواد غذائی را متوقف می‌کند و منجر به سوء تغذیه و احتمالا اختلال در رشد مغزی خواهد شد.

مثبت- یک زن ذلیل با قند و شکری که ته دلش آب می شود -در اثر توجهات نادره ی همسر، مثلا تعریف از دست پختش- بحد کافی روزگار شیرینی خواهد داشت.

 

5. آلودگی هوا

مغز بزرگترین مصرف کننده اکسیژن در بدن ماست. دمیدن هوای آلوده باعث کاهش اکسیژن تامینی مغز شده و منجر به کاهش کارآیی مغز می‌شود.

منفی- یک زن ذلیل همیشه علاوه بر آلودگی صوتی، در معرض آلودگی هوا هم هست. آلودگی هوا البته برای عمومه، ولی تنفس بخارات وایتکس و جوهرنمک رو میتوان مختص زذ ها دانست!


6. کمبود خواب

خواب به مغزمان اجازه استراحت می‌دهد. دوره طولانی کاهش خواب منجر به شتاب گیری مرگ سلولهای مغزی خواهد شد.

منفی- یک زن ذلیل به دلایل پیچیده و متعددی همیشه کمبود خواب دارد!

 

7. پوشاندن سر به هنگام خواب

خوابیدن با سر پوشیده باعث افزایش تجمع دی اکسید کربن و کاهش تجمع اکسیژن شده و منجر به تأثیرات مخرب مغزی خواهد شد.

منفی- یک زن ذلیل برای جلوگیری از برخورد نفس بدبوی خود به همسر نازنین (البته شاید هم برعکس!) و همچنین خفه کردن صداهای احتمالی که ممکن است از دهان یا سایر منافذ خارج شود، باید تمام بدن خود را زیر یک پتوی ضخیم بپوشاند.

 

8.کار کشیدن از مغزتان در هنگام بیماری

کار سخت یا مطالعه در زمان بیماری ممکن است منجر به کاهش کارآئی مغز و در نتیجه صدمه مغزی شود

منفی- یک زن ذلیل همیشه بیمار است و پس هر زمان هم که از مغزش استفاده میکند به آن صدمه میزند.


9.کاهش افکار مثبت

فکر کردن بهترین راه برای تمرین دادن به مغزمان است. کاهش افکار مثبت مغزی ممکن است باعث کوچک شدن مغز شود.

مثبت- یک زن ذلیل سرشار از افکار مثبت در مورد خود و شرایط موجود است، مجبور است که باشد! تا بتواند افکار منفی همسر گرانقدر در مورد شوهر بیریخت و آس و پاس را بلافاصله خنثی کند.

 

10. کم حرفی

مکالمات و تبادل نظرات منجر به رشد کارآئی مغز خواهد شد

منفی- یک زن ذلیل پس از یک سال گوشهای بزرگ و لبهای غنچه ای خواهد داشت (بدون شرح)

 




نکته ای اینجاست

خداوند سبحان، زذ را طوری آفریده که برآیند مزایا و معایبش خنثی باشد. و این کاملا در تجانس با ذات چغندر-هویجی او میباشد.

نوشته شده توسط: عماد یکی از وبلاگهای همسایه

نوشته شده در سه‌شنبه ۱٢ امرداد ۱۳۸٩ساعت ۱٠:٢٠ ‎ق.ظ توسط شی شی شی شیطونک نظرات ()

نام : امین
کلاس : سوم آ دبستان ...
موزو انشا : عزدواج!

هر وقت من یک کار خوب می کنم مامانم به من می گوید بزرگ که شدی برایت یک زن خوب می گیرم.

 

تا به حال من پنج تا کار خوب کرده ام و مامانم قول پنج تایش را به من داده است!

 

حتمن ناسرادین شاه خیلی کارهای خوب می کرده که مامانش به اندازه استادیوم آزادی برایش زن گرفته بود. ولی من مؤتقدم که اصولن انسان باید زن بگیرد تا آدم بشود، چون بابایمان همیشه می گوید مشکلات انسان را آدم می کند.

 


در عزدواج تواهم خیلی مهم است یعنی دو طرف باید به هم بخورند. مثلن من و حدیث دختر همسایه مان خیلی به هم می خوریم

 

از لهاز فکری هم دو طرف باید به هم بخورند، حدیث چون سه سالش است هنوز فکر ندارد که به من بخورد ولی مامانم می گوید این حدیث از تو بیشتر هالیش می شود

 

در عزدواج سن و سال اصلن مهم نیست چه بسیار آدم های بزرگی بوده اند که کارشان به تلاغ کشیده شده و چه بسیار آدم های کوچکی که نکشیده شده. مهم اشق است!

 

اگر اشق باشد دیگر کسی از شوهرش سکه نمی خواهد و دایی مختار هم از زندان در می آید.

 

من تا حالا کلی سکه جم کرده ام و می خواهم همان اول قلکم را بشکنم و همه اش را به حدیث بدهم تا بعدن به زندان نروم.

 

مهریه وشیر بلال هیچ کس را خوشبخت نمی کند.

 

همین خرج های ازافی باعث می شود که زندگی سخت بشود و سر خرج عروسی دایی مختار با پدر خانومش حرفش بشود.

 

دایی مختار می گفت پدر خانومش چتر باز بود. خوب شاید حقوق چتر بازی خیلی کم بوده که نتوانسته خرج عروسی را بدهد. البته من و حدیث تفافق کرده ایم که بجای شام عروسی چیپس و خلالی نمکی بدهیم. هم ارزان تر است ، هم خوشمزه تراست تازه وقتی می خوری خش خش هم می کند!
 

 

اگر آدم زن خانه دار بگیرد خیلی بهتر است و گرنه آدم مجبور می شود خودش خانه بگیرد. زن دایی مختار هم خانه دار نبود و دایی مختار مجبور شد یک زیر زمینی بگیرد. می گفت چون رهم و اجاره بالاست آنها رفته اند پایین! اما خانوم دایی مختار هم می خواست برود بالا! حتمن از زیر زمینی می ترسید . حدیث هم از زیر زمینی می ترسد برای همین هم برایش توی باغچه یک خانه درختی درست کردم. اما حدیث از آن بالا افتاد و دستش شکست. از آن موقه همسایه ما با من قهر است.

 

قهر بهتر از دعواست. آدم وقتی قهر می کند بعد آشتی می کند ولی اگر دعوا کند بعد کتک کاری می کند بعد خانومش می رود دادگاه شکایت می کند بعد می آیند دایی مختار را می برند زندان!

 

البته زندان آدم را مرد می کند. عزدواج هم آدم را مرد می کند، اما آدم با عزدواج مرد بشود خیلی بهتر است!



نوشته شده در یکشنبه ۱٠ امرداد ۱۳۸٩ساعت ۱٢:٠٠ ‎ب.ظ توسط شی شی شی شیطونک نظرات ()

 

 

نوشته شده در شنبه ٩ امرداد ۱۳۸٩ساعت ٢:۱٩ ‎ب.ظ توسط شی شی شی شیطونک نظرات ()


Design By : Pars Skin