شی شی شی شیطونک
شیطونیام فقط تو شیطنتم فقط تو همه چیم تو فقط تو

بازم دارم توی اتاقم توی تنهاییم فکر می کنم
افکارم را خودم به دلخواه خودم تصور می کنم و برای اونا نقشه می کشم
کاش نقاش بودم و طرحی از افکارم می کشیدم نه نه نمی تونم بکشم دستام توان کشیدن ندارن چشمام توان دیدن ندارن
لبخندی روی لبم می یاد
پدرم یک بار گفت: هیچ وقت سیگار نکش که اولین پک باعث می شه اگه بکشی بازم لذت اون پک نمی ده
الان می فهمم منظورش چیه بوده
بازم افکارم را متمرکز می کنم و تکیه می دم به صندلی به گوشه ای خیره می شم تو
گفتی اینکار باعث می شه تمرکزم بیشتر بشه
همه می پرسند چیست در زمزمهء مبهم آب
چیست در همهمهء دلکش برگ
چیست در بازی آن ابر سپید

روی این آبی آرام بلند که تو را می برد
این گونه به ژرفای خیال
چیست در خنده جام که تو چندین
ساعت مات و مبهوت به آن می نگری
نه به ابر,نه به آب ,نه به برگ
نه به آبی آرام وبلند,نه به خلوت خاموش
کبوترها ,نه به این آتش سوزنده
که لغزیده به جام,من به این جمله نمی اندیشم
من به مناجات درختان هنگام سحر
رقص عطر گل یخ را با باد
نفس پاک گل شقایق را درسینهءکوه
صحبت چلچله ها را با صبح
بغض پاینده هستی را در گندم زار
ردش رنگ و طراوت را درگونهء گل
همه را می شنوم می بینم من به این
جمله نمی اندیشم , به تو می اندیشم
به تو می اندیشم
بازم می بینم چشماتو
بازم توی خیال شیطنت می کنم تا باز لبخند روز اولت را ببینم
من معتاد شدم؟!
من پک زدم
من به حرف پدر گوش ندادم و الان معتاد لبخند توام
من خرسندم از اینکه فرزند بدی هستم

می شه امشب مرا تنبیه کنی؟
| Design By : Pars Skin |